شهادت حضرت زهرا (س)
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤  

                          < السلام علیک یا فاطمه الزهرا >

ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت جانسوز حضرت فاطمه ی زهرا (س) نظر شما را به مطالب زیر جلب می نمایم.


کلمات کلیدی:
زیارت حضرت زهرا (س)
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤  

زیارت حضرت زهرا

  یا ممتحنة امتحنک اللَّه الذى خلقک قبل ان یخلقک، فوجدک لما امتحنک صابرة، و زعمنا انَّا لک اولیاء و مصدِّقون، و صابرون لکلِّ ما اتانا به ابوک صلى اللَّه علیه و اله، و اتى به وصیُّه، فانَّا نسئلک ان کنَّا صدَّقناک، الا الحقتنا بتصدیقنا لهما، لنبشر انفسنا بانَّا قد طهرنا بولایتک. و مستحب است نیز آنکه بگوید: السَّلام علیک یا بنت رسول‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت نبى‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت حبیب‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت خلیل‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت صفى‏اللَّه، السَّلام علیک یا یا بنت امین‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت خیر خلق‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت افضل انبیاء اللَّه و رسله و ملائکته، السَّلام علیک یا بنت خیر البریة، السَّلام علیک یا سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین، السَّلام علیک یا زوجة ولى اللَّه و خیر الخلق بعد رسول‏اللَّه، السَّلام علیک یا امَّ الحسن والحسین سیدى شباب اهل‏الجنة، السَّلام علیک ایَّتها الصدیقة الشَّهیدة السَّلام علیک ایتها الرَّضیة المرضیَّة، السَّلام علیک ایتها الفاضلة الزکیة، السَّلام علیک ایتها الحوراء الانسیَّة، السَّلام علیک ایتها التَّقِیَّةُ النَّقِیَّة، السَّلام علیک ایَّتها المحدَّثة العلیمة السَّلام علیک ایتها المظلومة المغصوبة، السَّلام علیک ایَّتها المضطهدة المقهورة، السَّلام علیک یا فاطمة بنت رسول‏اللَّه و رحمة اللَّه و برکاته، صلى اللَّه علیک و على روحک و بدنک اشهد انک مضیت على بینة من ربک، و ان من سرک فقد سر رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من جفاک فقد جفا رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من اذاک فقد اذى رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من وصلک فقد وصل رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من قطعت فقد قطع رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، لانک بضعة منه و روحه الذى بین جنبیه، کما قال صلى اللَّه علیه و اله، اشهد اللَّه و رسله و ملائکته انى راض عمن رضیت عنه، ساخط على من سخطت علیه، متبرء ممن تبرئت منه، موال لمن والیت، معاد لمن عادیت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، و کفى باللَّه شهیدا و حسیبا و جازیا و مثیبا. پس صلوات مى‏فرستى بر حضرت رسول و ائمه اطهار علیهم‏السلام. مؤلف گوید: که ما در روز سوم جمادى الآخرة زیارتى دیگر براى حضرت فاطمه صلوات‏اللَّه‏علیها نقل کردیم و علماء نیز زیارت مبسوطى براى آن مظلومه نقل کرده‏اند و آن مثل همین زیارت است که از شیخ نقل کردیم اول آن: (السَّلام علیک یا بنت رسول‏اللَّه) است تا (اشهد اللَّه و رسله و ملائکته) که از اینجا به بعد به این نحو است: اشهد اللَّه و ملائکته انى ولى لمن والاک، و عدو لمن عاداک، و حرب لمن حاربک، انا یا مولاتى بک و بابیک و بعلک، و الائمة من ولدک موقن، و بولایتهم مؤمن، و لطاعتهم ملتزم، اشهد ان الدین دینهم، والحکم حکمهم، و هم قد بلغوا عن اللَّه عزَّ و جلَّ، و دعوا الى سبیل‏اللَّه بالحکمة والموعظة الحسنة، لا تاخذهم فى اللَّه لومة لائم، و صلوات اللَّه علیک و على ابیک و بعلک، و ذریتک الائمة الطاهرین، اللهم صل على محمد و اهل بیته، و صل على البتول الطاهرة، الصدیقة المعصومة، التقیة النقیة، الرضیة المرضیة، الزکیة الرشیدة، المظلومة المقهورة، المغصوبة حقها، الممنوعة ارثها، المکسورة ضلعها، المظلوم بعلها، المقتول ولدها، فاطمة بنت رسولک و بضعة لحمه، و صمیم قلبه، و فلذة کبده، و النخبة منک له، والتحفة خصصت بها وصیه، و حبیبة المصطفى، و قرینة المرتضى، و سیدة النساء، و مبشرة الاولیاء، حلیفة الورع والزهد، و تفاحة الفردوس، والخلد التى شرفت مولدها بنساء الجنة، و سللت منها انوار الائمة، و ارخیت دونها حجاب النبوة، اللهم صل علیها صلوة تزید فى محلها عندک و شرفها لدیک، و منزلتها من رضاک، و بلغها منا تحیة و سلاما، و اتنا من لدنک فى حبها فضلا و احسانا، و رحمة و غفرانا انک ذوالعفو الکریم. مؤلف گوید: که شیخ در تذهیب فرمود: که آنچه روایت شده در فضل زیارت آن معظمه بیشتر است از آنکه احصاء شود. و علامه مجلسى از مصباح‏الانوار نقل کرده که از حضرت فاطمه صلوات‏اللَّه‏علیها روایت شده که فرمود: پدرم با من فرمود: که هر که بر تو صلوات بفرستد بیامرزد حق تعالى او را و محلق سازد

  لم یوجد هامشاَ.


کلمات کلیدی:
تقدیم به ساحت مقدس حضرت زهرا (س)3
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤  

فرمایش حضرت زهرا درباره امت پیامبر در لحظه شهادت

  اسماء گوید: دیدم حضرت دستهایش را به سوى آسمان بلند کرده و مى‏گوید: پروردگارا به حق حضرت محمد مصطفى و شوق و اشتیاقى که نسبت به من داشت و به شوهرم على مرتضى و اندوهى که بر من دارد و به حسن مجتبى و گریه‏اش بر من، و به حسین شهید و حسرت و افسردگیش نسبت به من و به دخترانم که دختران فاطمه‏اند و آه ماتمشان بر من، از تو مى‏خواهم که بر گنهکاران امت حضرت محمد ترحم فرموده، و آنان را ببخشائى و به بهشت واردشان سازى که تو گرامى‏ترین سؤال شوندگان و ارحم الراحمین مى‏باشى (1)

  1ـ بلادى البحرانى، «وفاه فاطمة الزهراء»/ 78.


کلمات کلیدی:
تقدیم به ساحت مقدس حضرت زهرا (س)2
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤  

علل بیمارى و شهادت حضرت زهرا

  با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرایط جسمى و وضعیت

روحى‏اش پس از آن رویدادهاى تلخ، و با وجود رازدارى امیر مؤمنان،

سرانجام خبر بیمارى بانوى بانوان در مدینه منتشر گردید و همگان از

شرایط آن حضرت آگاه شدند. لازم به یادآورى است که فاطمه

علیهاالسلام از بیمارى سختى شکایت نداشت که غیرقابل مداوا برسد،

بلکه آنچه او را سخت رنج مى‏داد و پیکرش را آب مى‏کرد، امواج دردها و

مصیبتها و رنجهایى بود که هر روز بر آن افزوده مى‏شد و این فشارها بود

که بر رنج و بیمارى برخاسته از صدمات وارده در یورش به خانه‏اش، کمک

مى‏کرد تا بانوى سرفراز گیتى را به بستر شهادت بکشاند.

در کنار اینها فشار سوگ پدر و گریه بسیار بر آن حضرت نیز از عواملى بود

که باعث شدت بیمارى و زوال شادابى و طراوت از خورشید جهان‏افروز

وجود او مى‏شد و باید ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه‏ى برخى از

مسلمان‏نماها و نیز تحول ارتجاعى در سیستم سیاسى و دگرگونى

کارها و تغییر اوضاع و شرایط به سود ارتجاع و جاهلیت را نیز از عواملى

برشمرد که فشار دردها و رنجها را هر لحظه بیشتر مى‏ساخت و

خورشید وجود اندیشمندترین و آزاده‏ترین بانوى جهان هستى را بسوى

افق مغرب پیش مى‏برد.

فاطمه در یورش دژخیمان دولت غاصب به خانه‏اش به گونه‏اى میان در و

دیوار فشرده شد که علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود

گرانمایه‏اش، جنین وى نیز سقط گردید و تازیانه‏هاى بیدادى که بر پیکر

مطهرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‏آلود ساخت و آثار عمیقى در

آن نازنین‏بدن برجاى نهاد. و نیز ضربات شدید دیگرى بر او وارد آمد که

جسم و جان و روح ملکوتى‏اش را به شدت آزرد.

آرى همه‏ى این امور و رویدادهاى دردناک دست به دست هم دادند و آن

حضرت را به بستر بیمارى کشانده و از انجام کارهاى خویش بازداشتند.

حضرت امام حسن مجتبى علیه‏السلام در یک مجلس مناظره در حضور

معاویه خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود: «تو مادرم را زده و مصدوم و

مجروح ساختى، تا اینکه او بچه‏اش را سقط کرد...» (انت الذى ضربت

فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله حتى ادمیتها و القت ما فى

بطنها...) (1)

و حضرت امام صادق علیه‏السلام با تصریح بیشتر در مورد علت بیمارى و

شهادت فاطمه علیهاالسلام مى‏فرمایند:

و کان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لکزها بنعل السیف بامره

فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلک مرضا شدیدا. (2)

سبب شهادت فاطمه این بود که قنفذ (غلام خلیفه دوم) با غلاف

شمشیر او را زده و بچه‏اش را کشت و مادرم از این جهت به بستر

بیمارى افتاد.

اسماء لحظه‏اى حضرت را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى

نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى‏ترین کسى که

زنان حمل او را عهده‏دار شدند، اى دختر بهترین کسى که بر روى

ریگ‏هاى زمین پاى گذارده، اى دختر کسى که به پروردگارش به فاصله دو

تیر کمان و یا کمتر نزدیک شد، اما جوابى نیامد چون جامه را از روى

صورت حضرت برداشت، مشاهده کرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را

به روى حضرت انداخت و در حالى که ایشان را مى‏بوسید گفت: فاطمه

آن هنگام که نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عمیس را به

آن حضرت برسان، آنگاه گریبان چاک زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به

او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما کجا است؟ وى ساکت شد و جوابى

نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت دراز کشیده حسین علیه‏السلام

حضرت را تکان داد دید از دنیا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در

مصیبت مادر پاداش دهد.

حسن خود را بر روى مادر انداخته و گاهى مى‏بوسید و مى‏گفت: اى

مادر با من سخن بگو پیش از آن که روح از بدنم جدا شود، و حسین جلو

آمده و پاهاى حضرت را مى‏بوسید و مى‏گفت: اى مادر من پسرت

حسینم، پیش از آنکه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت کن.

اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا بروید نزد پدرتان على

علیه‏السلام او را از مرگ مادرتان خبردار کنید، آن دو از منزل بیرون رفته و

صدا مى‏زدند:یا محمداه یا احمداه، امروز که مادرمان از دنیا رفت رحلت تو

تجدید شد، بعد به مسجد رفته و على علیه‏السلام را خبردار کردند

حضرت با شنیدن خبر فوت فاطمه علیهاالسلام از هوش رفت و با

پاشیدن آب بر او به هوش آمد و چنین گفت: اى دختر حضرت محمد به

چه کسى تسلیت بگوئیم، من همیشه به وسیله تو دلدارى داده

مى‏شدم، بعد از تو چه کسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد شد.

  1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 414- بحارالانوار، ج 43، ص‏ص 197، ح 28

- سفینة، ج 2، ص 339.

2ـ عوالم، ج 11، ص 504- بحار، ج 43، ص 170، ح 11.


کلمات کلیدی:
تقدیم به ساحت مقدس حضرت زهرا (س)1
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤  

اندوه فراوان حضرت زهرا در لحظات ترک دنیا

  علت رنجورى و ناتوانى روزافزون زهرا (علیهاالسلام) تنها بیمارى نبود، بلکه افکار و غم و غصه‏هاى فراوان، مغز و اعصاب آن بانوى عزیز را فشار مى‏داد، گاهى که در اطاق کوچک خویش بر پوستى آرمیده و بالشى که از علف پر شده بود به زیر سر داشت، افکار گوناگون بر آن حضرت هجوم مى‏آورد: آه چگونه به وصیت‏هاى پدرم اعتنا نکردند و خلافت شوهرم را غصب نمودند؟ آثار شوم و خطرناک غصب خلافت تا قیامت باقى خواهد ماند. خلافتى که بوسیله‏ى زور و حیله‏بازى بر ملت تحمیل شد، عاقبت خوبى ندارد. علت پیشرفت و ترقى اسلام و عظمت مسلمین، اتحاد و یگانگى جهان مسلمین بود، آه چه نیروى بزرگى را از دست دادند! اختلافات را در داخل خودشان کشاندند، نیروى واحد و مقتدر اسلام را به نیروهاى پراکنده تبدیل نمودند. جهان اسلام را در مسیر ناتوانى و ضعف و پراکندگى و ذلت انداختند. آه آیا من همان فاطمه و عزیز کرده پیغمبرم که در بستر بیمارى افتاده‏ام و در اثر ضربات همین امت از درد مى‏نالم و مرگ را بالعیان مشاهده مى‏کنم؟! پس آن همه سفارشهاى پیغمبر چه شد؟ خدایا على (علیه‏السلام) را چکنم که با وجود آن همه شجاعت و قدرتى که در او سراغ دارم در وضعى گرفتار شده که ناچار است براى حفظ مصالح اسلام دست بر روى دست بگذارد و در قبال غصب حق مشروعش سکوت اختیار کند؟ آه مرگ من نزدیک شده و در روزگار جوانى از دنیا مى‏روم و از غم و غصه نجات مى‏یابم، اما کودکان یتیم را چه کنم؟ حسن و حسین و زینب و ام‏کلثومم یتیم و بى سرپرست مى‏شوند. آه، چه مصیباتى بر سر عزیزانم وارد خواهد آمد، من بارها از پدرم مى‏شنیدم که مى‏فرمود: حسنت را مسموم مى‏کنند و حسینت را با شمشیر به قتل مى‏رسانند. هم اکنون آثار و علائمش را مى بینم.
گاهى حسین کوچک را مى‏گرفت و زیر گلویش را مى‏بوسید و براى مصیباتش اشک مى‏ریخت. گاهى حسن را به سینه مى‏چسبانید و بر لبهاى معصومش بوسه مى‏زد. گاهى گرفتاریهاى آینده و حوادث طاقت‏فرساى زینب و ام‏کلثوم را به یاد مى‏آورد و براى آنان مى‏گریست.
آرى امثال این افکار ناراحت کننده بود که زهراى عزیز را رنج مى‏داد و روز بروز رنجورتر و ضعیف‏تر مى‏شد.
در روایت وارد شده که فاطمه (علیهاالسلام) در هنگام وفات گریه مى‏کرد، على (علیه‏السلام) فرمود: چرا گریه مى‏کنى؟ پاسخ داد: براى گرفتارى‏هاى آینده‏ى تو گریه مى‏کنم. فرمود: گریه نکن، به خدا سوگند اینگونه امور در نزد من مهم نیست.(1)

  1ـ بحارالانوار ج 43 ص 218.


کلمات کلیدی:
سال نو مبارک
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۳  

 

  

  سلام بر دوستان عزیزم.

عزیزان، بوی بهار میآید.

همه چیز تغییر کرده است.پائیز و زمستان جای خودشان را به بهار داده اند.

بیایید ما هم در خود تغییراتی بدهیم و با فصل ها همراه شویم.

      

              هر روزتان نوروز                نوروزتان پیروز 


کلمات کلیدی:
کشف السرار...۱- اسماء حضرت صاحب الزمان در کتب الهی.
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸  

قائم در زبور سیزدهم

قدیمو در تورات به لغت ترکوم

صاحب در صحف ابراهیم

ماشیع (مهدی بزرگ ) در تورات عبرانی

مهمید آخر در انجیل

سروش ایزد در زمزم زردشت

بهرام در ابستاق زند و پازند

بنده یزدان در زند و پازند

لند بطاوا در هزار نامه هندیان

شماخیل در ارماطس

خوراند در جاویدان

خجسته در کندرال فرنگیان

خسرو در کتاب مجوس

میزان الحق در کتاب اژی پیغمبر

پرویز در کتاب برزین آذر فارسیان

فردوس اکبر در کتاب قبروس رومیان

کلمة الحق در صحیفه آسمانی

لسان الحق در صحیفه آسمانی

صمصام الاکبر در کتاب کتدرال

بقیة الله در کتاب دوهر

قاطع در کتاب قنطره

منصور در کتاب دید براهمه

ایستاده ( قائم ) در کتاب شاکمونی

ویشنو در کتاب ریگ ودا

فرخنده ( محمد ) در کتاب وشن جوک

راهنما ( هادی و مهدی ) در کتاب پاتیکل

پسر انسان در عهد جدید

سوشیانس در زند و هوهو من یس

فیروز ( منصور ) در کتاب شعیای پیامبر

با هر نامی می خواهی بخوانش ، مهم این است که او تو را با چه نامی می شناسد ؟

منتظر یا ...


کلمات کلیدی:
ديوان حافظ
ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸  

                            غزل ۱   

الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

بـه بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگـشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افـتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امـن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید مـحـمـل‌ها

بـه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
کـه سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شـب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کـجا دانـند حال ما سبکـباران ساحـل‌ها

همـه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نـهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
مـتی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملـها

                                     دیوان حافظ


کلمات کلیدی:
اشعار عرفانی
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱۸  

علاقه مندان به اشعار عرفانی با کلیک بر روی فیلد زیر میتوانند به دنیای زیبای اشعار عرفانی قدم بگذارند.

http://www.velaiat.com/pages/ashaar.htm


کلمات کلیدی:
يا امام رضا(ع)
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٤  

سلام ای پسر حضرت زهرا

تویی قبله دلها و ما محرم این کعبه و مبهوت تماشا

همه قطره تو دریا

همه پست و تو بالا

همه خار و تو اسطوره دلها

تویی قبله دلها

تو غریب الغربایی و معین الضعفایی و

              به هر درد دوایی

                            تو خداوند سخایی

فقیریم و عشق است فقیری که تو حج فقرایی

تو جانانی و سلطان

 تو گوینده قرآن        آقا جان

همه خار و خس جوی تو هستیم رضا جان

نه فقط ما که گدای کرم توست هزاران چو سلیمان

و عجب نیست اگر موسی عمران به میان حرم تو بشود خادم و دربان

و عجب نیست اگر عیسی مریم

ز دو چشمان توجان گیرد و او بر تن اموات دهد جان 

و عجب نیست ز عشق تو شود آتش دوزخ چو گلستان

و عجب نیست برد خاک در کفش کنت را به تبرک جبریل به جنان

و عجب نیست ز مهر تو شود کفر مسلمان

عجب اینجاست که با این جبروتت شده ای ضامن آهوی بیابان

و عجب نیست همان آهوی وحشی

 که تو ضامن شدی از لطف و کرامت شود ضامن مردم به قیامت

سلام ای پسر حضرت زهرا

تویی شاه و امیرم

همه آرزویم بوسه ای از خاک کف پای تو گیرم

و همان لحظه بمیرم

که آرام شوداین دل زارم

آقا قرارم 

         نگارم

             همه دار و ندارم

ببین گشته خزان فصل بهارم

و من کلب در کوی تو گشتم

که بیایی به کنارم و یا پا بگذاری به روی خاک مزارم

اگر چه که من این مایه ندارم

ولی آرزو دارم که بیایی دم مرگم به کنارم

و یا پا بگذاری به روی خاک مزارم

و همان لحظه سر از خاک برآرم

و دو دستم به روی سینه گذارم

و بگویم سلام ای پسر حضرت زهرا 

 

                      منبع:وبلاگ از هر دری سخنی

                      آدرس:www.yasna110.blogfa.com


کلمات کلیدی:
ولادت منجی عالم بشريت حضرت مهدی (عج) بر تمامی شيعيان مبارک باد.
ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٥  

                        

 

                                                نجوا با امام زمان (عج)

شوق تو در دل كه مــأوا مي‌كند

نقطـة وحدت مصفــــا مي‌كند

 

شوق تو در دل چو خـانه مي‌كند

مسلخ عشق را نشـــانه مي‌كند

 

دل ز شوقت تا كــه زاري مي‌كند

باغ دل را آبيــــاري مي‌كنـــد

 

دل به شوقت هم كه نجوا مي‌ كند

سّر عشقت را هويــــدا مي‌كند

 

دل كه از شوقت مناجـات مي‌كند

ذكر حق را در خرابـــات مي‌كند

 

شوق تو در دل كه آشوب مي‌كنـد

پير را در سيــر مجذوب مي‌كند

 

شوق تو دل را كه بي‌تاب مي‌كنـد

ريشه‌هاي عشق سيـراب مي‌كند

 

شوق تو در دل چو افسون مي‌كند

عقل را در عشق مجنـون مي‌كند

 

شـوق تو عبــاس تولاّ مي‌كنــد

غيـر عشقت را تبــرّا مي كنــد

               استاد عباس شهریاری


کلمات کلیدی:
دوستيابی ؟!
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۳۱  

با سلام خدمت تمامی عزیزانی که به دیدن این وبلاگ می آیند.

همانطور که از عنوان مطلب یک چیز هایی دستگیرتان شده قسمت دوستیابی این وبلاگ توسط یوسف محوی ساخته شده است.اما...اما...واما...

و اما این دوستیابی با تمام دوستیابی ها فرق می کنه .

چرا فرق می کنه؟ چون داش یوسف شما همیشه بهترین را انتخاب می کنه!

در ابتدا ی صحبت های خودم می خوام بگم که دوست باید چه ویژگی هایی داشته باشه :

دوست کسی است که می تواند یار و یاور شما و بعد از چند وقت دشمن شما بشه.

دوست کسی است که یک روز با شما رفاقت می کنه و روز دیگر حتی شما را نمی شناسد.

دوست کسی است که از راز و رمز های انسان با خبر است و نباید آن را به کسی بگوید.

خدا وکیلی شما همچین دوستی را سراغ دارید؟اگه دارید به من ایمیل بزنید تا من هم باهاش رفاقت کنم(البته در این مورد روی سخنم با آقا پسر های گل هست نه با خانم ها)

اما من می خواهم یک دوستی را به شما معرفی کنم که هم پسر ها و هم دختر ها و هم خانم ها و هم آقایان می توانند با او دوستی کنند.

آیا می دانید در مورد چه کسی با هاتون صحبت می کنم؟

دیشب از صحبت های استاد عزیزم نتیجه های زیادی را گرفتم که می خواهم با شما در مورد آن ها صحبت کنم.استادی که زندگی من به خاطر وجود ایشان استوار شده و خیر و برکتشان همیشه بر من سایه افکنده.

من می خواهم در مورد خالق شما و آسمان ها و از همه مهم تر آفریننده ی ...عشق...با هاتون صحبت کنم.دوست همه ی ما کسی نیست جز خدا...

عیب و ایراد شما را به کسی نمیگه!

باهاتون قهر نمی کنه!

از پدر و مادرتان به شما نزدیک تره و بیشتر از آنها شما را دوست داره!او عاشق شما هست!

سفره ی دل شما را جلوی کس دیگری پهن نمی کنه!

آفریننده ی شما و جهان هستی است.

آیا می دانید چه دوست با معرفتی دارید؟اگه نمی دانید سعی کنید تا بدانید !

به شما عقل و آگاهی داده و منت سرتان نمی زاره؟اگه یک کاری براتون بکنه تو سرتون نمی زنه!

بیایید با هم قبول کنیم که بهترین دوست خداوند است و این قدر دنبال دوستیابی در سایت های چرت و پرت نروید.

در زندگی من فقط خدا بوده که در همه ی لحظا ها با من بوده و از درد من با خبر بوده!

درد ...درد....عشق........

درد کلمه ی آشنایی است؟دردی که در وجود مولی علی بود و در سینه ی حضرت فاطمه ی زهرا (س) بود؟ قربانشان برم که این همه درد کشیدند و پایداری کردند!؟؟؟؟؟؟؟؟!

و همه ی آنها عاشق بودند....

و در آخر این استادم بوده که مسیر منتهی به خانه ی خدا را نشانم داده و مرا با خوبی های او آشنا کرده و باعث دوستی من با خدا شده!

خدایا ممنونتم که به ما استادی دادی که باعث هدایتمون بشه..........

پایان؟نه این لحظا ها پایانی ندارد!

   در آخر از تمامی زایران خانه ی خدا که مرداد ماه عازم سفر هستند می خواهم که اول برای سلامتی استاد عزیزمان دعا کنند . اگر وقت شد برای من (یوسف محوی) که نوکر

همه ی شما هستم دعا کنید .اطمینان داشته باشید که من در حج فقرا در جاده ی مشهد اگر خدا قسمت کنه برای شما دعا می کنم.

با آرزوی بهترین ها برای همه ی شما!....

یوسف محوی                      

علاقه مندان نظرات و پیشنهادات خود را به شماره ی ۰۹۳۵۴۳۶۵۹۴۲ به صورت پیام کوتاه بفرستند.یا به شماره ی ۲۳۱۳۵۸۱ تماس حاصل بفرمایند.                   

                   

                          بیشتر سخنان بر گرفته از سخنان ارزشمند استاد عباس شهریاری

                                                      


کلمات کلیدی:
آقا نمی آيی؟!....
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢۸  

آقا نمی آیی؟!..

جمعه ها می آید و  شما نمی آیید...

چه جمعه هایی که منتظر روی شما بودیم اما ....

اما شما نیامدید!

جمعه ها منتظر نسیم خنک روی شما هستیم

                بوی نسیم آزادی

                        بوی نسیم امنیت...عدل...

آری با ورودتان بوی خدا می آید .بوی خدا یعنی امنیت...عدل...

آقا جان...

ولی غربتی که در غروب جمعه ها بر دل ما می نشیند...

         اشکی که در غروب جمعه بر زمین میریزد...

                   سجاده ای که در غروب جمعه برای خواندن نماز مغرب پهن می شود...

با هیچ چیز دنیا عوض نمی شود...

نماز شروع می شود...

با حضور...       با تفکر...         رکوع...          سجده...

قنوت...   در لحظه ی قنوت دست هارا کمی بالاتر از سر میگیریم تا شاید نور  اولیای خدا از پشت به دستمان بخورد و بر صورتمان بتابد...

پایان نماز ی دیگر در غروب جمعه...دعای فرج...اشک...انتظار...دعا برای سلامتی حضرت پیر...

 نا امید شدن از این جمعه...بستن سجاده ی نماز تا غروبی دیگر...

               پایان؟

          خیر... این لحظا ها پایان نیافته است چون جمعه ای دیگر در راه است و

                 شاید این جمعه بیاید...شاید

                                 چهره از پرده گشاید ...شاید!


کلمات کلیدی:
اول درس،دوم درس،سوم درس!
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٤  

با سلام خدمت دانش آموزان عزیز

من یوسف محوی ،دانش آموز کلاس اول دبیرستان هستم.

همانطور که می دانید ما دانش آموزان داریم به امتحانات آخر سال نزدیک می شیم.

می دانم الان در خانه های شما چه صحبت هایی از جانب  پدر و مادر شما صورت می گیره.

می خواهید بگم براتون تا حال کنید؟

-تو دوباره اومدی آب بخوری؟مگه درس نداری؟اگه معدلت زیر ۱۹ بشه  خودت می دونی

-تو مگه درس نداری؟کسی مگه ساعت ۳:۰۰ نصفه شب می خوابه؟ بلند شو سر درست.اگه معدلت زیر ۱۹ بشه به بابات می گم سرت را ببره.

وقتی هم که به مامانتون می گید درسم تمام شده،انگار با تفنگ وینچستر بهش تیر زدید.چنان سرتان داد میزنه که پرده ی گوش میانی همشهریان ساکن در بلوچستان پاره می شه!

اما بچه ها یک حرفی می خوام بهتون بزنم که واقا راست میگم.من هم مثل شما دانش آموز هستم و نمی خوام فقط از خانواده ی شما حمایت کنم.این سخنان را از من به یادگار داشته باشید .همه ی این سختگیری ها که مادر و پدر شما می کنن فقط برای شماست.آنها شما را خیلی دوست دارند.همانطور که می دانید داریم به تعطیلات تابستان نزدیک می شویم.من نمی گم که ۲۴ ساعت را حروم درس خواندن کنید.دوستان من ،از ۲۴ ساعت اگر ۷ ساعت هم درس بخوانید کافی است.البته اگر این ۷ ساعت را با حضور کامل بخوانید.

قبل از شروع درس وضو بگیرید و ۲ رکعت نماز بخوانید و از خداوند مهربان بخواهید که شما را در درستان کمک کند.

محیطی آرام و بدون سر و صدا را انتخاب کنید.

در ایام امتحانات کمتر تلویزیون نگاه کنید چون برنامه های تلویزیون قابلیت فکری شما را کم می کند.

بهترین ساعت برای خواندن در س های علوم ،فیزیک،ریاضی،شیمی،بین ساعت ۳تا ۵ بعد از ظهر است.اگر بین این ساعت ۳۰ دقیقه ریاضی بخوانید انگار ۱ ساعت در ساعت های دیگر خوانده اید.

بازی های کامپیوتر را به حالت تعطیل در بیاورید.

روزی ۲ ساعت ورزش سنگین کنید تا سلول های مغزی تان حال بیاید.

به تعطیلات شیرین تابستانی فکر کنید که چه قدر کیف میده!

کسانی در خواندن ریاضی و فیزیک مشکل دارند نکات کلیدی و آموزشی کتاب درسی را مطالعه کنند چون به نظر من کتاب درسی بهترین جزوه است و متاسفانه جزوه ی آموزشی خود معلمان شما را سر در گم می کند.

کسانی که درس ریاضی و فیزیکشان خوب است به دوستانشان که ضعیف تر هستند یاد بدهند که چگونه درس بخوانند.با این کار هم برای شما دوره می شود و هم دوستتان از بحران تجدیدی رها می شود و هم ثواب زیادی دارد.

ببخشید که سرتان را درد آوردم.

اگر از صحبت های من چیزی یاد گرفتید و باعث موفقیت شما شد ،برای من دعا کنید و برای سلامتی آقا امام زمان و ظهور ایشان یک صلوات بفرستید و از اینترنت خارج شوید و به درستان برسید.

روزی ۷ ساعت یادتان نرود.

نوکر همه ی شما هم هستم.

یوسف محوی


کلمات کلیدی: